گـفت: پســـــــــــــــــــــرها چقـدر چشــــــم نـاپـاک شـده انـد ...


یک بـار پشـت ســـــــــــــــرش راه افتـادم ...


در کوچـه اول ، پســــر جـوانی ایسـتاده بود !


تا نگـاهش به او و مانتـوی تنـگش افتـــــــــــاد


نیشـخندی زد و به سـر تا پـای انـدام دخـتر خیـره شـد ...


همـان پســــــــر ، وقـتی مـن از جلـویش عبـور کـردم ...


سـرش را پایـین انداخت و سرگـرم گوشی مـوبایلـش شـد !


در کوچـه دوم که کمـی هـم تنـگ بـود ...


چنـد پسـر در حـال حـرف زدن و بلـند بلـند خندیدن بودنـد


دخـتر که نزدیکـشان شـد ، نگـاه ها هـمه سمـت انـدام ...


و موهـای بلـند دخـترک چرخـید.


یکـی از پسـر ها نیشـخندی زد


و دیگـری کاغـذی را در کـیف دخـتر انداخـت.


تنـه دخـتر ، هنـگام عبـور از آن کوچه تنگ به تنـه پسـر ها خـورد !


همـان پسـر ها ، وقـتی مـن نزدیک شـدم ...


راه را بـرای عبـور مـن باز کـردند و صـدایشـان را پایـین آوردنـد.


و همیـنطور در کوچه سـوم ، خیـابـان ، بـازار ...


اصـلا قبـول چشـم ها هـمه نـاپـاک ...!


امـا ◄تــــو► چـرا با بـی حجـابی ، طعـمه شـان میـشوی



تاریخ : دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 | 02:15 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات

سرش پایینه و سرگرم کارشه

صداش میکنم

بر میگرده سمتم

- جونم ؟!

مادربزرگ می گفت :

هرگاه ستاره ای پر نور شود

آدمی به دنیا می آید

هرگاه ستاره ای سقوط کند

آدمی می میرد

شاید راست می گفت

اما …

ستاره ای آن دور دورهاست

گاه خاموش می شود

گاه سوسو می زند

آن ستاره منم

نه زنده اس

نه می میرد



تاریخ : دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 | 09:06 ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات

  • paper | تیم بلاگ | زیبا مد
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic